در ادمه گفتگوی خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ را با رئیس دانشگاه عدالت می خوانید:
* خبرنامه دانشجویان ایران: پیش از آنکه به مسائل روز مبحث وحدت و حوزه و دانشگاه بپردازیم باید به این سوال اساسی پاسخ داد که چرا شکاف بین حوزه های علمیه و دانشگاه بوجود آمد؟
برای بررسی دقیق مسئله باید به عقب برگردیم و ببینیم اساسا از چه زمانی شکاف بین حوزه و دانشگاه ایجاد شد که در دهه های اخیر مفهوم لزوم وحدت و حوزه و دانشگاه مطرح شده است.
رهبر معظم انقلاب نزدیک به این مضمون را بیان کرده اند که در سنت تاریخی ما علوم غیر دینی هم در حوزه ها تدریس می شد، پایگاه علومی که اکنون تعبیر به علوم آکادمیک می شوند همچون نجوم، ریاضیات، جغرافیا و طب نیز در حوزه های علمیه بوده است.

به بزرگان علم که در تاریخ تمدن اسلامی نگاه کنید در عین حال که فقیه، محدث و عالم به علوم اسلامی بوده اند بسیاری از آنان در علومی که امروز علوم دانشگاهی نامیده می شوند نیز تبحر و پیشتازی داشته اند، چهره هایی همچون فارابی و ابن سینا معروف ترین های این رجال هستند، روالی که تا قرون اخیر هم ادامه داشت.
شکاف زمانی شکل گرفت که روشن فکری غربی از زمان محمد شاه قاجار به بعد و بویژه در دوران ناصری به ایران نفوذ کرد و این فکر توسط برخی جریان های مسموم در جامعه علمی کشور رسوخ داده شد که عقب ماندگی ها و عدم توسعه علمی جامعه بخاطر وجود روحانیت و حوزه های علمیه است، پس باید حوزه را کناری نهاده و صرفا به سراغ علم به معنای دانشگاهی امروزی برویم.
مبحث جدایی حوزه و دانشگاه یک تفکر وارداتی بواسطه روشنفکری غربی بود وگرنه از ابتدا فضای حدت بوده است، حوزه های ما دانشگاه به معنای حقیقی کلمه بوده اند یعنی رشته های مختلف همچون فقه، اصول، طب و تاریخ در آنها به طالبان علم ارائه می شد، مدرسه نظامیه بغداد اینگونه نبود که فقط آنچه امروز علوم آکادمیک نام نهاده ایم را ارائه کند و علوم حوزوی در جایی دیگر ارائه شوند.

آنچه در کشور ما رخ داد قهر آمیز بود نه حاصل توسعه علمی
انکار ناپذیر است که تخصصی شدن علوم جدایی رشته ها را می طلبد ولی جدایی به معنای تخصصی شدن، نه جدایی از روی تنافر و انکار یکدیگر آنچه در کشور ما روی داد جدایی حوزه و دانشگاه در دوران مشروطیت بود که در دوره پهلوی به اوج خود رسید، جدایی که قهر آمیز آمیز بود.
همین رفتارها سبب شد حوزویان نیز قهر کنند زیرا مواجه با دانشگاهی شدند که نهاد وارداتی شکل گرفته با مبانی و اصول غربی سکولار بود. لذا عموم بدنه حوزه نیز آن دانشگاه را نپذیرفت، دانشگاهی که روشنفکری غرب زده قاجاری و طاغوت پهلوی پس از آن علم کرده بودند تا حوزه های علمیه را از زندگی علمی و سپس اجتماعی جامعه کنار بزند.
* خبرنامه دانشجویان ایران: با این مقدمات تفصیلی که مطرح شد توضیح دهید که خواستگاه وحدت حوزه و دانشگاه کجاست؟
طی دوره بیداری که در ایام اختناق پهلوی شکل گرفت، بخش هایی از حوزه و دانشگاه به این نتیجه رسیدند که به یکدیگر نیاز دارند، نیروهای دلسوز و متدینی که در دانشگاه بودند می دانستند نمی توان به سنت علمی حوزوی بی تفاوت باشند و حفظ استقلال علمی کشور که پایه جنبه های دیگر استقلال کشور است، بدون کمک فکری حوزه هزار ساله شیعه امکان پذیر نیست.
برخی بزرگان حوزه هم دیدند دانشگاه پدیده ای است که نمی توان آنرا به حال خود رها کرد، مباحثی که مطرح بود، جریان های فکری، سیاسی و فرهنگی که شکل گرفته بود سبب شد که اینها احساس وظیفه کردند، علامه طباطبایی در این خصوص همت زیادی کرد، وی که به تمام معنا یک فقیه و فیلسوف سنتی بود وارد عرصه شد و جلسات هفتگی با دانشگاهیان ترتیب داد.
حوزویان سنتی علامه طباطبایی را بخاطر دیدار با دانشگاهیان نکوهش می کردند
این جلسات خیلی مورد پسند حوزویان نبود بلکه ملامت هم می شد که چرا آنان را دعوت می کند به قم، بلکه خود به تهران می رفت، بگذریم از جلسات با امثال هانری کوربن که پیام اسلام را منتقل می کرد به دانشگاه های غرب، بالاخره علمایی همچون وی به این نتیجه رسیدند صرف اینکه دانشگاه یک محصول وارداتی است نمی توان دست روی دست گذاشت، باید وارد شد، گفت، شنید، اصلاح کرد و از نکات مثبت این پدیده بهره برد.
افراد گرانقدری همچون شهید مفتح، باهنر، بهشتی و دیگران نیز شاگردان علامه طباطبایی بودند که خط فکری استاد خود را در خصوص ارتباط گرفتن با دانشگاه دنبال کردند و به رغم اینکه در حوزه خیلی استقبال نمی شد بعد از اتمام دروس حوزوی وارد دانشگاه شدند.
شهید مطهری اگر می ماند مرجع مسلم می شد ولی احساس وظیفه کرد باید سر کلاس دانشجوی کارشناسی برود
شهید مطهری اگر در حوزه می ماند یقینا از مراجع مسلم تقلید می شد ولی فضای حوزه را رها کرد زیرا برای حضور در دانشگاه احساس تکلیف می کرد، لذا فردی در حد شهید مطهری می رود به دانشجویان کارشناسی تدریس می کند، به هر حال باید پل ارتباطی ایجاد می شد و به قهر تصنعی و وارداتی که ایجاد شده بود خاتمه داده می شد، یکی از مهمترین پایه های انقلاب نیز آغاز تعامل دوباره حوزه و دانشگاه در سال های مبارزه بود.
* خبرنامه دانشجویان ایران: بین تمام چهره هایی که نام بردید چرا شهید مفتح تداعی کننده مفهوم وحدت حوزه و دانشگاه شده است برای مثال شهید مطهری یا شهید بهشتی نیز حضور و ارتباط زیادی با دانشجویان داشتند؟
شهید مطهری با وجه حوزوی خود وارد دانشگاه شد، تحصیل دانشگاهی نکرد ولی آیت الله مفتح در شرایطی که به درجه اجتهاد رسیده بود دانشگاه رفت و دروس و مدارج را پله پله طی کرد و همچون هر دانشجوی دیگری دکتری دانشگاهی گرفت، بعد هم به واسطه همان مدرک و بدون استفاده از پیشینه حوزوی خویش استاد دانشگاه تهران شد، تحصیل توامان حوزوی و دانشگاهی اکنون امری عادی شده است آنزمان شهید مفتح در این خصوص پیشرو بود.
* خبرنامه دانشجویان ایران: پس از انقلاب برای وحدت حوزه و دانشگاه چه کرده ایم بجز تشکیل نهادی که سالی یکبار نشست خبری می گیرد و بنر نصب می کند.
تلاش های صورت گرفته معجور است و اگرچه نماد بیرونی کمرنگی دارند ولی فعالیت مستمر و جهاد خاموش هستند، مهم آنست که وحدت امروزی حوزه و دانشگاه به بیان سیدنا استاد آیت الله شاهرودی شکل محتوایی داشته باشد، ایشان همواره در کلاس درس به ما یادآوری می کردند وحدت مد نظر امام وحدت محتوایی بود نه وحدتی که صرفا شکلی باشد.
وحدت شکلی اینست که حوزه در دانشگاه یک اتاقی داشته باشد، چند روحانی هم در آن حضور داشته باشند و دو سه واحد درس معارف اسلامی هم به دانشجویان ارائه شود اینکه دانشگاه اسلامی نیست، از این طرف دو سه درس دانشگاه را در حوزه علمیه ارائه دهند که طلبه چند اصطلاح آکادمیک هم به گوشش خورده باشد، اینگونه که به مقصود نمی رسیم.
بخصوص در حوزه علوم انسانی باید مطالب کتب برگرفته از متون اصیل اسلامی یعنی کتاب و سنت باشد و هم در دانشگاه هم حوزه توامان تدریس شوند، یعنی منابع درسی حوزه و دانشگاه در دروسی همچون حقوق، اقتصاد، مدیریت و امثال اینها یکی باشد، این وحدت واقعی است.
امروز ما در حکومت اسلامی حقوق جزا تدریس می کنیم که قاضی تربیت کنیم بنا بر مقتضیات کشور اسلامی، هم دانشگاه این وظیفه تربیت قاضی را انجام می دهد هم حوزه ولی با محتوای آموزشی که صرف نظر از برخی مشابهت ها کاملا متفاوت است.
طلبه حوزه علمیه اسم کتاب حقوق جزای عمومی را هم نشنیده و قاضی از دانشگاه فارغ التحصیل شده از وجود بسیاری از ریزه کاری های فقهی که قاضی حوزوی مد نظر قرار می دهد کاملا بی اطلاع است.
متون درسی کنونی حوزه حتی پاسخگوی نیازهای فقهی جامعه هم نیست
متون حوزوی و دانشگاهی باید بازبینی شوند، متون حوزوی مرسوم حتی در زمینه فقه هم پاسخگوی نیازهای امروز جامعه اسلامی نیست، رهبر انقلاب به کرات در دیدارهایی که با علمای حوزه علمیه قم و یا در سفر به این شهر داشته اند فرموده اند که متون درسی حتما باید اصلاح و ویرایش شده و بنابر نیازهای امروزی مطلب به آنها اضافه شود.
اکنون حوزه و دانشگاه از آن فضای بدبینی و تنافری که وجود داشت و تا حد خیلی زیادی به برکت انقلاب اسلامی و حرکت امام رفع شده است، فاصله گرفته اند ولی راه طولانی در پیش است.
* خبرنامه دانشجویان ایران: آنچه که از ابتدای گفتگو تا کنون مطرح شده مباحث اندیشه ای است که به جای خود راهگشا و با ارزش اند، ولی شما اکنون از جایگاه رئیس دانشگاهی که متمرکز بر علوم انسانی نیز هست صحبت می کنید، پس این انتظار به حق وجود دارد که پس از همه این آسیب شناسی ها و مطالبه کردن ها بگویید خود شما چه کرده اید؟
ماهم شروع کرده ایم، دانشگاه عدالت در گروه های پژوهشی خود تولیداتی را مد نظر دارد که اولا اصیل باشند یعنی برگرفته از کتاب و سنت و بوده و فاقد دیدگاه های لیبرال باشند.
به هر حال حقوق موضوعه و کلاسیک مبتنی بر یک سری پیش فرض های فکری است که با دیدگاه اسلامی سازگار نیست، محتوایی که ما در عرصه های مختلف تولید می کنیم با هدف گذاری اولیه ریشه داشتن در علوم انسانی اسلامی تولید می شود.
نکته مهم دیگر آنست که ناظر به حل نیازهای عملی و روز جامعه باشد، نه آنکه تعلق صرف به حوزه اندیشه و مسائل انتزاعی کاملا مجرد از عمل داشته باشند یکی از قیود پایان نامه ها که کرارا به دانشجویان تذکر داده می شود اینست که مسئله ای را در رشته هایی همچون حقوق، فقه و اقتصاد انتخاب کنید که اولا با رویکرد اسلامی بوده در ثانی فاقد جنبه انتزاعی صرف باشد، باید بالفعل ناظر به یکی از مسائل محل ابتلا جامعه اسلامی قرار گیرد.
در اقتصاد توجه به بانکداری اسلامی یا در حقوق مطالعه روی صلح و سازش و ظرفیت هایی که فقه اسلامی دارد برای تاسیس و تحکیم نهادهای غیر قضایی به معنای شبه قضایی، همچون نهاد داوری یا شوراهای حل اختلاف مباحثی هستند که مبنای فقهی آنها نیاز به تنقیح دارد، لذا در عین حال که باید مبنا سازی شوند مسئله بالفعل جامعه اسلامی هم هست اینگونه نیست که انتزاعی باشند.
ما نمی خواهیم دانشجو مدت ها وقت و توان ذهن خود را صرف آماده سازی پایان نامه ای کند که به قول علما پس از اتمام کار مدت ها باید در خصوص معنای حرفی فکر کند که ثمره عملی آن کجا ظاهر خواهد شد، لذا مقالات، پایان نامه ها و آنچه در کارگروه های ما تالیف و تدوین می شونداینگونه مسائل را مد نظر قرار می دهد، شاخص بنیادین ما نیز وحدت محتوایی است.



